شاید منو دوست داشته باشی

نظر یادتون نره

چطوری عشق به وجود میاد !؟

قـصه ای که ما آدما داریم به وجودش میاریم خارج از اون چیزی که باید اتفاق می افـتاد.

 

خیلی ها معتقـدند هـمه چی از قبل برامون نوشته شده ولی خیلی هام میگن که ما خودمون آینده مون رو می سازیم.

 

حالا صحبت سر قـضیه من و تو که مدتی هـمدیگه رو بد جوری دوست داریم.

 

نمی دونم حالا این چه جوری بود. یعنی اینکه خودمون عشق بینمون رو به وجود آوردیم یا اینکه به خواست خدا از قـبل سرنوشت عشقـمون معـلوم بوده و اون این عشق رو بوجود آورده !

 

می خواستم خودم یه چیزایی بگم اما خوب که فکر کردم دیدم که نمی دونم اصلـش کدومه.

 

اگه تویی که داری این نوشته ها رو می خونی نظری داری یا اینکه جواب این معادله رو می دونی حتما واسم بگو. چون بد جوری سر درگمم کرده.

                    

 

لطفا جواب های خود را در بخش نظرات گذاشته تا بعد از بازرسی در وبلاگ به نمایش در آید. ممنون.

 

 نظرات و جواب های دوستــان:

توسط:ساحل تنهایی

سلام.عشق رو خودتون به خواست خدا به وجود آوردین.قدرشو بدون که....

 

توسط:نازنین

مگه نمیگن عشق مقدسه و هرکسیم لیاقتشو نداره پس عشقو چیزیه که از لحظه ی به دنیا اومدنمون تو سرنوشتمون نوشته میشه.
همیشه عاشق باشی.

 

توسط:لاله          انگلیسی بود به فارسی نوشتم.

سلام دوست خوبم.امیدوارم که خوش و سلامت باشی......نظر من راجب اینکه چطوری عشق به وجود میاد اینه که عشق تو وجود ما هست  از وقتی به دنیا امدیم.خودش رو نشون میده وقتی با طرفمون برخورد می کنیم یعنی به قول معروف عشقمون شکوفا میشه.بزرگ میشه و زندگیمون رو دگرگون میکنه
 ولی به نظر من مهم این نیست که چطوری به وجود میاد مهم اینه که چطوری قدرش رو بدونیم و ارزش رو با بچگی و خود خواهی پایین نیاریم.......امیدوارم تو دوست خوبم و همه عاشقا مثل من و تو به عشقمونم برسیم به امید خدا

  

توسط:daniz

عشق را خدا خود به خلق آموخت همان موقع که انسان را خلق کرد وتمام فرشته ها را به سجده کردن به انسان اجبار کرد هر چند که ابلیس...
ولی خدا نشان داد که به خاطر عشقش همه کار می کند وبه انسان دوست داشتن ودوست داشتنی بودن را اموخت پس عشق به نظر من از ازل بوده وتا ابد خواهد بود حالا چقدر ما انسانها عشق را درک کردیم متفاوت است وآن از ضعف ذاتی بشری می باشد هر کسی به اندازه ظرفیتش جرعه از عشق را می نوشد
همیشه عاشق باش تا در راه معشوقت حرکت کنی وزندگی مانند آب است هر کس حرکت نکند مرداب میشه واین همان فنا

 

توسط:علیرضا

به نظر من عشق یه جور تلقین هستش.نمی دونم چظوری منظورم رو بگم.تلقینی که آدم بخاطرش هر کاری می کنه.
توی این دنیا همه چیز به خواست و اراده ی خداست.عشق هم اراده ای است که خدا در یک نگاه بوجود میآره.
به نظر من عشق یه کلمه ای که باب صحبت ها شده.
در اصل عشق هیچی نیست.خود ما آدمها اونو بزرگ نشونش میدیم.و فکر میکنیم که اگر این نشه من دیگه نمی تونم زنده
بمونم و خیلی حرفای دیگه.در حالیکه انسان بدون عشق هم می تونه زندگی کنه.و عشق بهانه ای برای جذب شدن به جنس مخالفه.و این جذب شدن به خود آدم و جنبه ای که برای حیات دارهبستگی داره.و اینکه می بیتیم بعضی ها برای کسی که دوستشدارن خود کشی می کنن،این خود کشی حاصل همون تلقینی هستش که انسان توی این زمینه از زندگیش پیدا میکنه.یا افسرده میشه. و یا هزاران هزار کارهای دیگه.

خلاصه گویی:

بازم میگم عشق تلقینی هست برای جذب شدن.به چیز های دیگه و بهانه ای برای بهتر زندگی کردن و عشق فقط به زندگی و ازدواج ختم نمیشه.
عشق به خدا
عشق به طبیعت.
عشق به خانواده.
و ...

 

توسط:سپیده (من عاشق نمیشم)

امیدوارم خوشبخت بشی
مهم نیست که این عشق چه مدلی سر راهت قرار گرفت
مهم خوشبخت شدنشه

 

توسط:هماهنگ و هم آهنگ

عشق و دوستی از جنس نور و روح است.
و نور و روح را بایدبا نگاهی یا کلامی فراخواند. چشمه این نور در وجود همه هست. فقط نباید انکارش کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 22:55  توسط سعید  | 

وقتی دخترها عاشق می شوند


اگه یه پسری که داری این متن و می خونی خوب و با دقت بخونش چون ممکنه یکی از همین دخترا  عاشقت باشه ولی خودت خبر نداشته باشی ، اما اگه یه دختری که داری این متن و می خونی بدون دارم از جنس شما می نویسم. اگه متنم ناقصه با نظرت کاملش کن تا حرفی واسه گفتن نمونه.

 

 

قضیه از این قراره ، چند روز پیش یه دختری توی یه نظر خصوصی این طوری واسم نوشته بود :

 

توسط:مارال

من یه پسری رو ده ساله که دوست دارم یعنی از هشت سالگی پسر همسایمونه اما هنوز نتونستم بهش بگم نمیدونم بعد این همه سال بهش بگم یا نگم.کاش یه پسر بودم و میتونستم راحت برم جلو و بگم اما انقدر احساسم نسبت بهش زیاد که فکر میکنم کار مسخره ایه اگه برم جلو.کلا اون یه جور دیگه شده خیلی مذهبی شده و من اینطوری نیستم اصلا مسخره نیست که بعد این همه سال برم بهش بگم دوسش داشتم؟ نمیدونم باید چی کار کنم؟

 

البته قبل از ایشون چند نفری با چنین محتوایی نظر گذاشته بودن اما این آخری روم اثر گذاشت و تصمیم گرفتم بنویسم.

 

                                                                           

آقا پسرهای گل با شمام، خدایی اگه شما عاشق دختری می شدید چه کار می کردید؟ نه اینه که اینقدر به این در و اون در می زدید تا مخ طرف رو بزنید و آخر به خواستتون برسید؟

خوب دخترام دل دارن، دلشون کوچولوتر از شماست ولی خوب داشتن و دارن یا نه؟

 

   هر کسی دل داشته باشه امکان اینکه یه روزی دلش بلرزه و عاشق بشه هست.  

 

البته درسته که دخترا نمی تونن خوشون بیان و بگم و رسم اینه که پسرا برن جلو این نشون دهنده حیا و پاکدامنی دختر خانوماست

پیشتهاد می کنم اگه یک دختر هستید هیچ وقت حیای خودتون رو که تو ذاتتون زیر پا نگذارید حتی اگه عاشق شدید. اینقدر صبر کنید، صبر کنید تا طرفتون هم متوجه بشه و هم عاشقتون. توکل کنید به خدای مهربون که عشق رو هدیه داده به شما. لذت عاشقی به انتظار کشیدن.

 

دختر خانوم های محترم اگه واقعا عاشق شدید سعی کنید به طرفتون بفهمونید که عاشقش هستید و از اونم مهم تر عشقتون رو بهش ثابت کنید. شاید اوایل متوجه نشه ولی مطمئن باشید خدا به حال شما آگاه است  و می دونه عاشقید. خودش بهش می فهمونه و اون رو عاشقتون می کنه.

 

 

قابل توجه بازدید کنندگان عزیز :

اینکه جنسیت شما چیه مهم نیست فقط رو سوالای زیر خوب فکر کنید و نظرتون رو بزارید تا بعد از بررسی تو وبلاگ به نمایش در بیاد، ممنون .

اگه یه دختر واقعا عاشق پسری بشه چه کار باید بکنه؟ اگه دخترا عاشق بشن ارزشون پایین میاد؟ چطوری دخترا به طرفشون بفهمونن که عاشقشند؟

 

                         

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 22:18  توسط سعید  | 

آیا عشق جرم است ؟

 

آه. به قول دوست عزیزی (خانم فاطیما غیاثی) درد و دلای دوستان واقعا دل آدم رو کباب میکنه. راستش هر وقت دارم نظرای دوستان گلم رو چک میکنم با خوندن هر نظر میرم تو فکر تا اینکه به نظر سمیرا خانم رسیدم ریختم بهم و تصمیم به نوشتن گرفتم.

 

توسط:سمیرا

چرا عاشق شدن بده ؟چرا نمیزارن عاشق باشیم و عاشقانه زندگی کنیم.مامانه میگه بهم بگو اشکال نداره ولی وقتی بهش میگی میگه دلیلی نداره با کسی ارتباط داشته باشی بابا منم آدمم دل دارم بعد 1 شکست حالا 1کی رو پیدا کردم که میتونم بهش تکیه کنم.آیا اشتباهه؟جرمه ؟

 

رو به سمیرا خانوم :

عشق یه نعمته از طرف خدا که البته هر کسی هم نصیبش نمیشه. عشق واقعی آدم رو به اوج میرسونه. نمی دونم عشقت واقعی هست یا نه ولی توکلت به خدا باشه اون عاشقا رو تنها نمیذاره. وقتی بهش دل میدی دیگه نگران هیچی نباش چون اون هر چه صلاح باشه همون میشه.

 

رو به دوستان و بازدیدکنندگان محترم :

اینکه شما عاشق هستید یا نه مهم نیست،من نتونستم جواب سوالای سمیرا خانوم رو بدم.

آیا واقعا عشق شدن بده؟ آیا اشتباه؟ یا جرمه؟ چرا بعضی پدر و مادرا اینطوری میکنن؟

 

 

« لطفا جواب های خود را در بخش نظرات گذاشته تا بعد از بازرسی در وبلاگ به نمایش در آید. ممنون »

نظرات دوستان:

توسط:alone

به نظر من عشق یه مرگ بی صدایه بی صداس و آروم هست جوری که خودت نمی فهمی مردی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 22:11  توسط سعید  | 

به یه عاشقی که تنها مونده کمک کنید

 

 

یه مدت خیلی پیش دوست محترمی بهم میل زده بود و از عشقش گفته بود، از این که چطور عاشق شده و چطور عشقش تنهاش گذاشته. از درد و دلاش واسمون گفته و ازمون کمک خواسته. وقتی اولین بار داستان عاشقی ایشون رو می خوندم واقعا حالم گرفته شد و بغض گلوم رو گرفت.....

 

 

توسط: کیمیا میلانی

با سلام خدمت شما دوست عزیز

همین چند روز پیش از سر درماندگی، و سردرگمی تواینترنت می گشتم که به وبلاگ قشنگ شما برخورد کردم...نمی دونم حرفامو از کجا باید شروع کنم ولی فقط ازتون کمک می خوام و می خوام که منو راهنمایی کنید من دارم می سوزم و مثل اینه که تو برزخم

 

باید بگم که درست نه ماه پیش پسری به من پیشنهاد دوستی داد اونم با چه وضعیتی، چه کارا که انجام نداد خودشو به آب و آتیش زد، پشت سرم را افتاد کارایی که دیگه فک می کنم خودتون بهتر از من می دونین چی هستن. بهش اجازه دادم که باهام حرف بزنه تا ببینم چی می گه و چطور آدمی هست، صحبت کرد از خانواده، عقاید، مذهب، پوشش گفت و حرف زدیم، (باید بگم که این پسر اهل سنت و کرد بود......) من به خاطر نوع عقایدی که دارم و به خاطر خانواده ای که توش بزرگ شدم همیشه و قبل از این که با این پسر آشنا بشم به کرد و سنی احترام خاصی قایل بودم و هستم و خانوادم هم همینطور به هر حال بگذریم...باهاش صحبت کردم کم کم بهش ایمان آوردم به حرفاش و ... به این که واقعا منو میخواد البته بعد از 3ماه این ایمانم کامل شد، باهاش بودم این حس تبدیل شد به دوست داشتن به یک احساس پاک که من نسبت بهش پیدا کردم و بعد از یک مدت فهمیدم که بدون اون نمی تونم زندگی کنم. ایشون ترم آخربودن و وقتی ترم بهار تموم می شد به شهرشون می رفت.

 

همیشه از روشن فکریای خانوادش گفت، باهم فک می کردیم طوری که شد تمام فکر و ذکرم، بهم گفت که راضی کردن خانواده ش خیلی آسون تر از خانواده ی منه می گفت اونا هیچ مخالفتی ندارن و از همون اول رابطه به خانوادش اطلاع داده بود. و من با خواهرش، و برادرش که تو دانشگاه ماس حرف زدم. مشکل ما فقط راضی کردن خانواده ی من بود وضع مالی خانواده ی ما ازاونا بهتره و مشکلات فرهنگی، زبانی داشتیم که مثلا فک می کردم حلشون کردیم و خلاصه این که می شد با هم ازدواج کنیم می دونین که چی می گم یعنی با اصرار زیاد و حرف زدن خانواده ی پسر با پدرم می شد راضیش کرد

 

به هر حال تو این مدت براش کم نذاشتم  باهاش صادق بودم تو هر زمینه و این اعقتاد رو دارم که هرکی هر طور رفتار کنه طرف مقابل هم عکس العملی از رفتار اونو خواهد داشت حالا این می خواد یه پسر باشه یا افرادی تو اجتماع

 

روزا سپری شد، ما بدون هیچ مشکل خاصی(می دونین که 8ماه کم مدتی نیست) نداشتیم با خوشی خداحافظی کردیم که اون بره شهرش البته قول داد که تو مرداد ماه یه سری بیاد پیشم . روزایی که پیش خانواده ش بود باهم حرف می زدیم و خوب بودیم مثل همیشه یه روز دیدم که موبایل ش خاموشه تا صب نتونستم بخوابم خدا بالای سرم شاهده که همش نگرانش بودم به داداشش زنگ زدم اونم گفت که خونه نیستم بذار از خونه بپرسم ببینم کجاس، 5دقیقه دیگه ز زد گفت خونه هم نمی دونه کجاست در حالی که ساعت ده شب بود، با استرس خوابم گرفت روز بعد ساعت شش عصر که من کلاس زبان بودم دیدم که با سیم کارت دیگه ز زد گفت که یه اتفاقی افتاده و دیشب با خانوادش دعوا کرده....

 

گفت که خانوادم راضی نیستن من باهات باشم اینو بهم گفته بودن ولی من گوش نکرده بودم الانم به خاطر تو گوشیمو گمو م گور کردم چون می خواستن به خونه تون ز بزنن و به بابام بگن که دخترتو جمع کن!!!!!گفت که نمی خواد دیگه باهام باشه و هرچی بوده تموم شده هرحرفی زدم غلط گردم و سرتونو در نیارم رفت...سیم کارتشو فروخت برادرش جواب تلفنامو نمی ده و دیگه می دونم که برنمی گرده و رفته برا همیشه و من تنها موندم با یه دل شکسته که  اولین و آخرین عشقش اینطوری ردش کرد

 

حالا من با این دلم چیکار کنم من چه گناهی کردم؟؟ نمی تونم باور کنم یعنی همه ی حرفاش دروغ بوده آخه می شه؟؟ من صد بار ازش  درمورد این که خانوادش چه نظر ی دادن چی می گن ازش پرسیدم و هیچ وقت نگفته بود که شاید راضی نباشن و یا راضی نیستن. اگه همون اول این حرفو زده بود جدایی خیلی راحت تر بود برام چرا حالا بعد هشت ماه؟

به نظرم بهم دروغ گفته نمی دونم گیجم بخدا دیگه نای هیچ کاری رو ندارم قلبم شکسته

کمکم کنید درد دوریشو تحمل کنم و بگین چطور باید فراموش کنم چطور باید خودمو تسکین بدم تورو خدا.دردمو بهتون گفتن مطمئنم که  کمکم می کنید     

 

 

رو به کیمیا خانوم :

واقعا شرمنده ام. بنده میل شما رو تو میلهای دوستان و نظرات کم کرده بودم و خیلی وقت پیش می خواستم جواب بدم.واقعا دلم با خوندن مطلبتون گرفت طوری که یه ساعتی به فکر فرو رفتم.

 

مرگ عشق 8 ماهه مرگ زندگی نیست، هرچند اگه این عشق صد ساله هم باشه باز مرگ زندگی نیست.نمیدونم چقد به حکمت خداوند ایمان دارید ، نمیدونم چقد  تو کاراتون به خدا توکل میکنید و چقد بهش اعتماد دارید ولی این رو خوب میدونم حتما این اتفاق حکمت بزرگ توشه که ما ازش بی خبریم.

 

برای تسکین خودت تنها کاری که لازمه اینه که به خدای مهربون دل بدی و بهش اعتماد کنی. مطمئن باش که خداوند هیچ عاشقی رو تنها نمیذاره اگه چیزی رو ازت گرفته یا از دست دادی مطمئنا بهترش در انتظار تویه که البته باید تا آمدنش صبر و توکل داشته باشی و این هدیه صبرت خواهد بود.

 

صبور باش، تو هیچ کاری خدا رو فراموش نکن. هر وقت که فکر عشق قبلیت میاد سراغت به حکمت خدا و آینده روشن فکر کن و اینکه عشق رو خداوند به ادمی هدیه میده نه ایکه خودش بوجود میاد.

 

« مطمئنم یه روز میاد میگی داداش سعید حق با تو بود، دلمو به خدا دادم و عشق واقعیم رو ازش هدیه گرفتم »

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 22:12  توسط سعید  | 

چگونه عاشق شویم

 

 

یکی می گفت : دیگه هیچ کی نمی تونه عاشق بشه و هر کس گفت که عاشق شده دروغ می گه. خیل با یقین حرف می زد.نمی دونستم جوابش در جوابش چی بگم. مگه عاشق شدن مراحل خاصی رو در پی داره که هیچ کی نمی تونه اونا رو طی کنه... . بازم نمی دونستم.

 

خوب دوستان هدف من از دعوت شما ضمن بازدید کلی از وبلاگم این بود که جواب شما رو نسبت به این سوال ها بدونم، اینکه :

 

چه جوری بفهمیم که عاشق شدیم؟ اصلا کسی دیگه عاشق می شه؟ حالا اگه عاشق شدیم چه جوری به دیگران بفهمونیم که عاشق شدیم؟ اصلا چه جوری آدم عاشق می شه؟



 

لطفا جواب های خود را در بخش نظرات گذاشته تا بعد از بازرسی در وبلاگ به نمایش در آید. ممنون.

نظرات و جواب های دوستــان:

توسط:الی
به نظر من عشق فقط واسه تو قصه هاست نه بیشتر تو این زمان ما که اصلا وجود نداره این نظر من مرسی وبلاگتم خیلی عالی

توسط:مژگان
سلام دوست عزیز عاشق شدن خیلی سادست اما چیزی که مهمه اینه که عاشق بمونی و واسه عشقت ارزش قایل باشی و این همون چیزیه که تو این زمونه کمتر پیدامیشه

توسط:عابر
سلام دوست خوبم.از راه دور یه شاخه شب بوی سفید بهت تقدیم میکنم.بلاگ خیلی خوشگلی داری .بهت تبریک میگم.درمورد سوالت هم باید بهت بگم:اگه دوس داری عاشق شی ،فقط کافیه یه کمی ،یه ذره،یه کوچولو ،سرت رو بچرخونی اون بالا.من که هنوز قفل گردنم باز نشده!ولی مطمئنم تو مشکل منو نداری.آخه از دلگویه هات ،تو بلاگ قشنگت پیداست.امیدوارم اونی که عاشق ترین عالمه کمکت کنه عاشق شی.

توسط:میترا
سلام دوست من بلاگ خیلی قشنگی داری
سوال جالبی هم پرسیدی ولی منجواب هیچ کدومشونو نمی دونم شرمنده

توسط:فرشته
دوست گلم سلام
بهت تبریک میگم بلاگفات خیلی قشنگه
وقتی عاشق بشی دلت میلرزه در واقع خودت می فهمی عاشق شدی در ضمن هنوز هم عاشق زیاده

توسط:حنانه خانوم
کسی که عاشق بشه دیگه مال خودش نیست...متعلق به عشقشه هر لحظه و هر کجا به فکرشه...هنوز هم لیلی و مجنون زیاده تو دنیا...(اما مجنون به لیلا می رسه)...نیازی نیست دیگران بفهمن که عاشق شدیم...یه حدیثی هست که می گه:هرکه عاشق شود و آنگاه عشق پنهان دارد و بر عشق بمیرد شهید باشد...و در آخر اینکه روش های زیادی واسه عاشق شدن وجود داره مثلا به تدریج یا با یه نگاه...مهم اینه که عشقت پاک و پایدار باشه...

توسط:یه بنده خدا
آدمی یعنی عشق !
حیف امروز هوس را عشق می گویند ! حیف

 توسط:یلدا
عشق یعنی رضا- رضای یلدا- كه شبيه خدا، به نيت پياله‌هاي لب شكسته، عشق مي‌نوشد و ماه شكسته لبخندش، بهترين و دوست‌داشتني‌ترين بهانه يلداست.
و برای او در دفتر نقاشي زندگي-آه را با مداد سفيد می کشم و قلب را با مداد قرمزم- بي‌قراري را نارنجي به رنگ شعله‌هاي آتش و عشق را آبي درياها كه دارد مرا در خود غرق مي‌كند.

توسط:سپیده (من عاشق نمیشم )
خوب مثل اینکه منم باید نظرم رو بگم
خیلی از دوستان هستن که میگن عشق تو نگاه اوله ، و زود هم از بین میره
خوب به نظر من اونا عشق رو با هوس اشتباه گرفتن، یا میگن عشقی وجود نداره.
عشق از نظر من یعنی اینکه یک نفر رو از خودت، غرورت و چیزایی که داری بیشتر دوست داشته باشی ، یعنی بخوای به خاطر عزیزت از هر نظر پیشرفت کنی که عشقت رو به آسایش برسونی
عشق یعنی دوست داشتن زیاد

توسط:فاطیما
ما همیشه صداهای بلند رو می شنویم ،پر رنگها رو میبینیم ، سختها رو می خواهیم ، غافل از اینکه خوبها اسون میان ،بی رنگ می مونن و بی صدا میرن.....

توسط:زهرا
به نظر من 1عشق وجود داره .این چیزی که که تو زندگی روز مره زیاد باهاش سر و کار داریم عادته نه عشق. تنها عشقی که وجود داره فقط عشق به خداست

توسط:بتسامه                 انگلیسی بود، به فارسی نوشتم
شرط دل دادن دل گرفتنه، وگرنه یکی بی دل می مونه یکی دو دل! (عین حقیقت)

توسط:بهار                      انگلیسی بود، به فارسی نوشتموای حسابی گیچ شدم، منم معتقد بودم آدما عاشق نمی شند. اما الان می بینم نه اینطوریام نیست. فکر کنم دارم عاشق میشم اما درک عاشقی برام سخته. نمی دونم چطوری به اونی که دوسش دارم و عاشقشم بگم که دوسش  دارم. واقعا تو. عاشقی صفرم.
راستی وب خیلی خوبی داری به خیلی کمک کرد. در ضمن به هخمه اونایی که میگن عشق چیز مزخرفیه میگم "عشق یواشکی میاد در میزنه اگه باز نکنی از رو دیوار میاد "

توسط:محسن
لزومی نداره چون از بچگی تو گوشمون خوندن عشق از سکس جداست نتونیم این دو رو کنار هم بیاریم فقط کافیه یه ذره راحت تر به قضیه نگاه کنیم تحریک هر آدمی به عشق با هوس شروع میشه (البته نه اون هوسی که میشناسیم)و زیبایی یه فرد روی انتخاب و تصمیممون برای شروع عشق شدیدا تاثیر گذاره و بقیشو دیگه خودتون میدونین که صب تا شب به فکرشین و... هنوزم این دنیا پر از عشقه اگه باور ندارید دلیلشو از خودتون بپرسین که چرا به این وبلاگ اومدین یه سری از آدما پتانسیل عاشق شدن رو دارن ولی میترسن شکست بخورن یه سری دیگه شکست خوردن و نمی خوان قبول کنن ... ما که نه شکست خوردیم و نه عشقرو تونستیم شروع کنیم فقط داریم رو پای خودمون شاهد سوختن خودمون هستیم با این امید که شاید روزی خاموش بشه. هنوزم وقتی می بینیمش بعد از چند سال مثه یه پسر بچه 15 ساله رفتار می کنیم.

 توسط:منیره
سلام . من اتفاقی به وب شما رسیدم مطالب قشنگی داره موفق باشید
در مورد سوال اصلا کسی عاشق میشه ؟ تو زمان ما هر احساسی با عشق بیان میشه تا دل کسی می لرزه میگه عاشق شدم ولی عشق خیلی مقدس اجازه ندیم به هر حسی بگیم عشق من که تا حالا عاشق ندیدم چون هرکی گفته عاشقم فقط به خوذش فکر می کنه.
راستی این هر احساسی همون نظر یه بنده خداست

توسط:ساحل                    انگلیسی بود، به فارسی نوشتمسلام سعید جان . از نظر من کسی عاشق که از جون خودش واسه طرفش بگذره .
می دونی من چه جوری فهمیدم عاشق شدم، وقتی که فکرت، زبونت، وجودت، روحت، عشقت باشه یعنی اینکه عاشق شدی. ولی می خواستم یه نکته رو به این دوستمون آقا محسن بگم که عاشق از هیچی نمی ترسه. من عاشقی هستم که عشقم منو از خودش ترک کرده ولی اینقدر به خودم و عشقم ایمان دارم که منتظرش می مونم.

 توسط:زهرا
به نظر من هنوز هم عشق وجود داره ولي داره كم ميشه
اميدوارم هر وقت عاشق شديد عشقتون دو طرفه باشه چون خيلي سخته ادم يكي رو دوست داشته باشه ولي اون دوسش نداشته باشه و دلش يه جاي ديگه باشه


توسط:بهار
سلام دوست عزیز وب باحالی داری بهت تبریک میگم درباره ی سوالت باید بگم که من خودم عاشقم وقتی عاشق بشی همش داری به معشوقت فکر میکنی به خودت میگی اونم داره به من فکر میکنه یا نه؟ همین اندازه که من دوسش دارم اونم دوسم داره یا نه دربارش حرف میزنی ضربان قلبت تند میشه شب با یاد اون به خواب میری و... اینم بدون همه یه روزی عاشق میشن چون کسی که خالق انسان عشق رو تو گوشمون نجوا کرده.


توسط:فرنیا
وقتی عاشق میشی همیشه تو فکر عشقتی روز و شبت با اون میگذره وقتی میبینیش قلبت تند تند میزنه و ممکنه حرفاتم یادت بره وحاظری به خاطر عشقت از همه چیز حتی از جونت بگذری اگه واقعا عاشق باشی حتی اگه عشقتم ترکت کنه بازم منتظر میمونی تا برگرده و عشق دو طرفش قشنگه تو عشق باید وفادار باشی !


توسط:آیدین
کسی که عاشق باشه با عشقش زندگی میکنه , به یادشه و دیگه مال خودش نیست. عاشق شدن سخت نیست عاشق موندن سخته. از وبلاگتم خیییییییییلی خوشم اومد ×مرسی×

توسط:رویا
سلام به همگی
من به عشق اعتقاد دارم و میدونم که ادم فقط یه بار عاشق میشه
اما از نظر من دوست داشتن مهم تر از عشقه و حتی موندگار تره
به هر حال ........
نظر هر کدوم از شما عزیزان مهم و محترمه
پس دوستون دارم تا ابد
بای بای
ممنون از مدیر سایت به خاطر وبلاگ بسیار زیبا و دوست داشتنیش


توسط:مهزاد
سلام آقا سعید
منم نظرمو بگم یه فیضی برده باشم
آدما خیلی راحت از عشق حرف میزنن اما یه کم که به ذات هستی این کلمه نگاه کنین چنان گم میشین که دیگه پیدا نمیشین!!!!!!
خود من آدمی بودم که عشق رو یه چیز محال میدونستم از زندگی جدا میدونستمش اما الان با عشق 4سال عمرم گذشت اما نمیدونم چطوری...
عشق واقعی طوریه که نمیتونی به زبون بیاریش چون خیلی بزرگه...
هرچند عشق من 4سال یک طرفست اما انقدر شیرینه که دوست ندارم این حس و از دست بدم...
به قول احسان خواجه امیری:
عاشقم من/عاشقی بی قرارم/کس ندارد خبر از دل زارم/...

توسط:سميرا
سلام سعيد جان.بنظر من كسي كه واقعا عاشق باشه هيچ وقت به خودش فكر نميكنه.هميشه به فكر خوب بودن و شاد بودن معشوقشه!!!!!!بقيشم كه خودت ميدوني!!!!وقابل توجه كساني كه ميگن عشق وجود نداره بايد عارض بشم كه صد در صد خودتون زود تر از بقيه عاشق خواهيد شد!!!!!

توسط:گلى
ٍسلام ميخواستم بگم من سالها به عشق ميخنديدم ولي الان 3 ساله كه عاشق کسي شدم كه اونم دوستم داره ولي من با غرور بيجا دارم از دستش ميدم.لطفآ منو راهنمايي كنيد.ممنون

توسط:امین
خیلی سخته کسی رو دوست داشته باشی ولی نتونی بگی.
دوستای عزیزم منو راهنمایی کنید که بفهمم معشوقم مرا دوست دارد یا نه.

توسط:پریسا
عشق مثل یک جنگ شاید ببری شاید ببازی

توسط:الهام
عشق در همه جا جاری است تو نفسهایت را یه کمی جانانه بکش
عشق آن نیست که به هم خیره شویم عشق آن است که هر دو به یک سو بنگریم

توسط:معشوق
عشق امروز هم هست ،گرچه همچو دیروز عاشقی نا پیداست اگر پیدا شود آن دگر عشق نیست.عاشق همه وجودش را بی منت نثار معشوق خواهد کرد،خواه معشوق بداند یا نداند. اگر عاشق به معشوق برسد دگر نام آن عشق نیست.فلسفه عشق این است که در زمین عاشق شوی و معشوق، عشق ترا درک نکند و بی مهری کند،آنقدر به در بسته بکوبد تا یاد خدا کند و خدایش به او بگوید فرزند نازنینم تا به کی خود می رنجانی، معشوق تو منم،اگر بدانی که چه بی اندازه ترا دوست دارم یک لحظه در قالب خود نگنجی

توسط:الهام
سلام گلم...
عشق آغازی است برای دوست داشتن...
عشق پلی است برای رسیدن...
کسی عاشقه که بتونه از عشق به دوست داشتن رویایی برسه...
کاش همه بتونن عاشق واقعی باشند.
موفق باشی گلم

توسط:حامد
سلام.من یه عاشقی هستم که به معشوقم گفتم دوسش دارم ولی اون منو درک نکرد
من الان همیشه با اون تو رویا صحبت می کنم و درد و دل می کنم.از خدا می خوام هممشه اونو حفظش بکنه.من قلبم شکسته این حرفها با گریه است.نمیشه نشون داد همون طوری که قلب شکسته رو نمیشه نشون داد.
{ز اشک دیده نوشتم هزار نامه برایت / مگر که نامه بیچارگان جواب ندارد}

 توسط:دختران ونوس
من به عشق زمینی اعتقادی ندارم من معتقدم عشق تنها وتنها برای خداست چون واقعا یه حس پاکه
و اونقدر مقدسه که هیچ وقت از بین نمیره اگه اسیرش بشی رهایی وجود نداره و این زیباترین اسارته واین رو هم می دونیم که عشقای زمینی هیچ سرانجامی نداره یعنی عشاق واقعی هرگز بهم نمی رسند من برای علاقه های زمینی دوست داشتن رو بیشتر می پسندم وفکر می کنم احساسی که بین دو جنس مخالف شکل می گیره یا دوست داشتنه یا عادت دوست داشتن رو می پسندم چون دیوونه بازی های عشقو نداره
اینکه چطور بفهمیم کسی رو دوست داریم خب وقتی با بودن در کنار شخصی حس خوبی بهت دست میده و دوست داری دیدارهات با اون شخص همیشگی باشه وتداوم داشته باشه یعنی دوستش داری
در جواب سوال دوم باید بگم متاسفانه زندگیه ماشینیه امروز جایی برای دوست داشتن نذاشته وقتی حرف از دوست داشتن میشه همه چرتکه هاشونو میارن وسط و می سنجن که این دوست داشتن چقدر براشون منفعت داره اصلا نفعی داره یا نه ؟
جواب سوال سوم :متوجه منظورتون نشدم منظور از دیگران کیه خود اون شخصی که دوستش داریم یا اطرافیانمون؟ اگه خود اون شخص واسه آقایون که کاری نداره خیلی راحت ابراز علاقه می کنن وخانوما متاسفانه باید تو قلبشون حفظش کنن و چیزی به زبون نیارن
راجع به سوال چهارم هم نمی دونم ،یه حسیه که به وجود میاد چطورش رو نمی دونم فقط اینو می دونم که همه ی ما آدما روی زمین دنبال جفتمون می گردیم شاید فکر می کنیم اون شخص جفت گمشده مونه.....

توسط:رها          انگلیسی بود، به فارسی نوشتم

عاشق به نظر من اونیه که به این باور برسی که زندگی با اون برات معنا دار میشه و می خوای لحظه لحظه های زندگیت رو با اون اون بمونی... وقتی می فهمی عاشق شودی که از اینکه حتی اسم طرفت رو میشنوی یه وجد میای و از اینکه میاد تو ذهنت که اونو داری، واقعا احساس رضایت کنی در واقع انرژی مثبت میشه.....

عشق تعریف نداره، عشقو باید حس کرد، تا دلت اسیر نشه نمی دونی چیه ..... !

توسط:Razgriz
عشق یک حس هستش.حسی هستش که وقتی به عشقت فکر می کنی اشک هات جاری میشه. به هیچ وجه امکان نداره آدم بتونه خودش را عاشق کنه و فقط یه راه برای عاشقی هست اونم اینه که باید به اون عشق والا دل بدی و رها بشی.عشق لیاقت می خواست که من نداشتم. ببخشید وقتتون رو گرفتم
شاید درست نباشه ولی دعا می کنم خدا کسی رو عاشق نکه


توسط:ساغر

 عشق آن نیست که زیر باران خیس شوی
بلکه...
عشق آن است که چتر دیگران شوی و او نداند که چرا خیس نشده است.
وبلاگتون خوب بود


توسط:مریم
من قیافم خوبه وبه قیافم میخوره که مخ باشم.ولی خیلی بچه باحالی هستم.ولی تاحالاهیچ وقت,هیچ پسری تاحالابهم شماره نداده ونگفته دوسست دارم.ازاین موضوع خیلی رنج میکشم.منوراهنمایی وواسم دعاکنید.

توسط:نازنین
سلام دوست عزیز
باید بگم عشق وجود داره ولی از 100% ،1% واقعیه.وقتی خدا رو تو وجود یه نفر میبینی یعنی عاشقشی.کسی رو که بیشتر از خودت و کمتر از خدا دوست داری عشق واقعیه.من عاشق علی هستم و اونم عاشق منه.منم اعتقادم این بود که عشق وجود نداره اما الان فهمیدم که هست
وب جالبی داری یا علی
راستی محتاج دعای همه ی دوستان هستم
دعا کنید به علی برسم
خیلی پسر ماهیه
دعا کنید من و علی مال هم بشیم

توسط:مینو
عشق وجود داره چون خودم عاشق شدم راستش اومدم تو وبلاگت تاببینم عشقم درسته یانه ولی تویه ماهی که عاشق شدم این قدر به فکرش بودم که از دست خودم خسته شدم بهنظرم عشق واقعی عشقیه که عاشق بی اجازه معشوقش به حریم عشقش نفوذ نکنه

توسط:نفس
عشق مقدس ترین واژه ای هست که تا حالا شنیدم,ولی هنوز نمیدونم عاشقم یا نه. یه روز یه نفر بهم گفت عشق های واقعی به رسیدن منتهی نمیشود مگرنه لیلی و مجنون و فرهاد و شیرین اسطوره نمیشدن.عشق واقعی در حسرت معشوق بودن و وصال تو بهشته.چون این دنیا فانیه.ولی هیهات که ما عشق را با همه چیز اشتباه میگیریم غیر از خودش.ممنون.

توسط:طوفان
عشق یک طوفان در عاشق است.
برای مریم میگم :
اصلا خودت ناراحت نکن .
شاید انقدر جذابی که هیچ کس فکر دوستی با تو را نمیکنه
یا شایدم کمی مغرور(قیافت اینجوریه شاید).... خودت می دونی.

توسط:پردیس
****************سلام هرکسی ممکنه در زندگیش عاشق بشه بعضی وقت ها وقتی معشوقمان پیشمان می نیند ممکن است احساسی به مان دست دهد دوست داریم دلش را ببریم و اورا مجذوب خود کنیم وقتی باکسی جوری حرف بزنیم که انگار دوستش دارویم حتما متوجه می شود ***********

توسط:h.jh
عاشق شدن يه تقلينه.كه طرف مقابل درك كنه

توسط:پدرام
حالا که همه گفتن من میگم....
اگه این چزهایی که خوندم از نظرات دیگران درست باشه ...پس منم بگی نگی عاشقم....(اگه تو هم عاشقی امیدوارم به عشقت برسی)
اما افسوس عشق من یک طرفه است و اصلا نمیدونم اون منو دوست داره ؟..... اصلا چرا باید از من خوشش بیاد ؟ ایا دل پیش کسی دیگه ایی...؟(نه دلش پیش کسی دیگه نیست... مطمئنم) ....
ایا واقعا این حقیقت داره که میگن دل به دل راه داره؟
خواهش میکنم یکی بیاد با من در دو دل کنه .... چون دارم میترکم...

توسط:صبح
سلام.عشق یعنی منتظر بودن , عشق یعنی به نگاه به inbox گوشیت . عشق یعنی منتظر بودن برای پی ام ...

توسط:ملیحه
 عشق هم خوب هم نه میدونید چرا از این نظر خوبه که عشق دو طرفه باشه ولی اما اگه یک طرفه باشه خیلی 147سعی کنید عشق دوطرفه باشه

توسط:سارا
سلام به نظره من عاشق نشو فقط 1 دوست داشته باش که باهاش اروم شی ,اخه منم عاشقم ,عاشقه کسی که من جنوبم اون شمال, روزای خوبی با هم داریمو 6 ساله با همیم اما پشیمونم........
چون ازم دوره دعا کن نزدیکتر شیم ....
ولی عاشق نشو:)

توسط:خسته
من هیچ اعتقادی به این اراجیف ندارم........عشق هیچ وقت وجود نداشته و نخواهد داشت................................و از همه ی اونایی که به عشق اعتقاد دارند متنفرم...................................................

توسط:mohi0190
سلام سعید خان! وبلاگت خیلیییییی عالیه! من اتفاقی با وبلاگت برخورد کردم... ما همش میگیم عشق به خدا عشق به خدا....ولی چه جوری؟چه جوری میشه عاشق خدا شد؟ اصلا عشق به خدا یعنی چی؟ اگه بهم کمک کنی لطف بزرگی کردی! بازم می گم وبلاگت خیلی عالیه!انشاالله موفقتر از همیشه باشی...

توسط:اّیلار
عشق چیزی نیست

توسط:یاس
عشق یعنی معشوق.عشق یعنی کسی که تو قلبتو.احساستو.وجودتو. تقدیمش کردی. عشق یعنی اینکه اگه یه روزی دیدی معشوقت کنار یکی دیگه داره ازت دور می شه. به قدماش نگاه کنی و با چشای پرازاشکت که اشک شوقه تو دلت بگب: خداجون شکرت که دنیاش کامل شد. عشق خودخواهی نیست. عشق اجبار نیست. عشق امکان انتخاب به معشوقه. اگه یه روز عاشق شدیم یادمون باشه عاشقی باشیم که معشوقمون در قلبمون باشه و نه در بندمون. ممنون از وبلاگ زیباتون. آرزومند تحقق یافتن تموم آرزوهاتون.

توسط:سارا
به نظرمن اصلادیگه عشق وجودنداره چون توی این دوره زمونه بعضی ها حرمت عشق رامیشکنندمنظورم اینه که عشق راباهوس اشتباه میگیرن

توسط:مردی سر دو راهی
عشق مثل لیوان آبیست که اگر یکدفعه سر بکشی عطشت رفع میشه و بعد از رفع عطش ، تشنگی پیشین فراموشت میشه و یادت میره روزهای سرشار از بی تابی و دلبستگی رو ولی اگر قطره قطره بنوشی هیچ وقت سیراب نمیشی و حتی با خالی شدن لیوان ، لذت عشق فراموشت نمیشه و جاوید در عطش عشق خواهی ماند چون اصولا انسان آنقدر فراموشکار و جاه طلب آفریده شده که هر آنچه را بدست آورد دیگر عطشی نسبت به آن ندارد و بدست فراموشی می سپارد و دنبال جای گزین دیگه ای میگردد . . .
ببخشید اگر کلامم منطقی نیست ، معمولا آدما معلم های خوبی اند اما شاگردای خوبی نمیشند...


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 14:35  توسط سعید  | 

چگونه کسی رو عاشق خود کنیم

همه ما کسانی رو دوست داریم  بعضی ها هم ما رو دوست دارند ولی حالا اگه یکی دوسمون نداشته باشه و یا انقدری که ما می خوایم ازمون خوشش نیاد، باید چه کار کنیم؟ هر کسی دوست داره که دیگران عاشقش باشند.

 

منبع این نوشته ها : منتخبی از تجارب شخصی برخی افراد یا گروهی از آنان و یا برخی از تحقیقات ، آزمایشات و احتمالات بوده.

یقینا هر کسی می تونه تجاربی رو برای محبوب کردن خودش و یا عاشق کردن دیگران کسب کرده باشه.لطفا برای تکمیل و بهتر شدن مطالب زیر نظرات خود رو در مورد این موضوع در بخش نظرات گذاشته تا بعد از بررسی در وبلاگ به نمایش در آید

 

نکته : مطالب زیر به ترتیب عمق عاشقیت مرتب شده ، پیشنهاد میشه از اول به سمت پایین خونده بشه چون در صورت مختلت خونده شدن احتمال سر در گم شدن خیلی زیاده.

                                                                             

چگونه کسی را عاشق خود کنیم؟

 

اگه کسی هنوز حس بدی نسبت به ما نداشته باشه خیلی راحت تر می تونید اون رو عاشق خودتون کنید.

 

1. رعایت اعتدال در رابطه

اول از همه باید این نکته رعایت بشه که نباید بیش از حد به طرفتون نزدیک بشید و همش کنارش باشید.سعی کنید این رابطه رو معمولی جلوه بدید. حتما یه چیزی بوده که گفتن دوری و دوستی. همیشه بودن، باعث میشه حس قشنگ دلتنگی از بین بره و شما تکراری به نظر بیان البته زیاد دور بودن هم خوب نیست چون ممکنه کم کم از یاد برید و فراموش بشید.

 

2. صمیمیت به مرور زمان

یکدفعه صمیمی نشید بلکه سعی کنید کم کم و به مرور زمان صمیمیت بیشتری پیدا کنید. صمیمیت بیش از حد باعث زدگی و خستگی طرفتون از شما میشه.

 

3. داشتن آشنایی که با طرفتون نزدیکه

اگه یکی رو داشته باشید که به طرفتون نزدیک باشه خیلی خوبه. چون می تونید بوسیله اون اولا اطلاعات خوبی رو ازش بدست بیارید مثل : چیزهای مورد علاقه اش ، حس اون نسبت به شما ، کارهای روزمره اش و ... و همچنین از اون می تونیم به عنوان یک انتقال دهنده اخبار از طرف خودتون استفاده کنید. به صورت زیر :

ازش بخواهید که وقتی با طرفتون هست در مورد شما و قابلیت هاتون و خوبی هاتون صحبت کنه البته همون اندازه که هستید یا دارید نه بیشتر چون دروغ می تونه اولین قدم برای تنفر از شما بشه.

 

4. حقیقت گو باشید

همیشه سعی کنید آنچه هستید و آنچه می تونید در آینده باشید را بگویید نه بیشتر.

شاید با تعریف بیش از حد از خود در مورد کارهای آینده محبوبیتی کسب کنید اما این کار در آینده در صورت انجام ندادن می تونه از شما یک آدم بی دست و پا رو برای طرفتون تعریف کنه و در صورت انجام دادن سطح توقعات رو بالا ببره.

 

5. در ابتدا در مورد کارهای روزانش صحبت کنید

کارهای روزانه طرفتون رو بدونید و در ابتدا در مورد اون ها باهاش حرف بزنید و صحبتون رو پراکنده نکنید

 

6.تفاهم ها رو به زبون بیارید

چیزهای مورد علاقه طرفتون رو به صورتی بفهمید ( البته بهتره اون نفهمه که می دونید) و از اونا استفاده کنید و یا در موردشون بپرسید

مثلا اگه فهمیدید طرفتون به آب پرتقال علاقه داره، از اون بپرسید : نظرت با خوردن یه لیوان آب پرتقال چیه؟ و یا می تونید بگید : من آب پرتقال خیلی دوست دارم تو چی؟ مطمئنا اون با شنیدن این حرف سر شوق میاد و میگه : چه تفاهمی.

 

7.ازش به عنوان یک حلال مشکلات استفاده نکنید

هیچ وقت مشکلات خود رو به صورت آشکار بیان نکنید و بزارید شما برای اون یک تکیه گاه باشید. سعی کنید طوری باشید که از با شما بودن لذت ببره

 

8.به بهترین شکل حرف بزنید

درست و به آرامی حرف بزنید، شمرده و کوتاه. هرگز عصبانیت خود رو در صبحت کردنتون بروز ندید.اجازه حرف زدن به طرفتون رو بدید.

سعی کنید شما سوال کننده باشید در حالی خود جواب سوال را می دونید تا شاید وقتی جواب درستی نداشت احساس حقارت نکنه و شما به آرامی اون رو جبران کنید.

 

9.لبخند بزنید و مهربان باشید

لبخند رو با خود داشته باشید و برای تایید صحبت های طرفتون حتما از بله به همراه لبخند استفاده کنید. به طرفتون بفهمونید از اینکه باهاش هستید لذت می برید.

همچنین اصل مهم مهر و محبت باید تا همیشه پای بر جا باشه و هرگز فراموش نشه.

 

10.ساده ولی زیبا وشیک باشید

سعی کنید چهرتون رو همیشه شاداب داشته باشید و هیچ وقت آشفته نباشید. لباس هایی که بهتون میاد و طرفتون هم خوشش میاد بپوشید.

زیبایی رو به طوری ذاتی نشون بدید و از آرایش هایی که موجب زیبایی افراطی میشه استفاده نکنید چون ممکنه وقتی طرفتون  شما رو در حالت عادی ببینه از شما دل سرد بشه.

 

11.در مورد مسائلی مانند : عشق حرف بزنید

در مکالمات از خودتون ( شما و طرفتون ) حرف بزنید، البته به اندازه. بعضی وقت ها در مورد عشق ، دوست داشتن ، حس قشنگ عاشق شدن و از این موارد به صورت سوال جوابی حرف بزنید و نظرش رو بدونید.

 

12.پرسش های منفی تضمینی بپرسید

گاهی اوقات پرسیدن سوالاتی به صورت منفی که خودتون جوابش رو می دونید باعث میشه طرفتون عشقش رو نسبت به شما نشون بده.البته حتما  باید خودتون قبل جوابش بدونید در جواب چه خواهد گفت. این تکنیک می تونه برای خیلی ها موثر باشه.

مثلا ازش بپرسید : تو از من بدت میاد، مگه نه؟ ( البته اگه مطمئنید میگه نه خیلیم دوست دارم ، بپرسیدا) طرفتون چند ثانیه به فکر فرو میره و بعدش  جواب مورد علاقتون رو بهتون میده و البته این سوال اون رو به این فکر فرو می بره که چرا همچین حرفی رو زد و از اون به بعد سعی میکنه عشقش رو نسبت به شما بیشتر نشون بده./ بیش از حد از این روش استفاده نکنید.

 

13.هدیه بدهید

به مناسبت های مختلف و یا بی دلیل به طرفتون کادو بدید.

بهتره در ابتدا کادوهای بسیار گران بها خریداری نکنید چون این امر بی دلیل باعث بالا رفتن سطح توقع طرفتون میشه و اگر روزی شما به مناسبتی کادوی مورد علاقه اش رو که ممکن بسیار گران بها هم باشه تهیه نکنید موجب شده علاقه طرفتون بهتون صفر بشه.

این به این معنی نیست که طرفتون به خاطر پول و یا کادوهاتون شما رو دوست داره بلکه خودتون این طوری بهش فهموندین و سطح توقع اون رو بیش از اندازه کردید.

هدیه ای بدید که بسیار مورد استفاده اش باشه تا هر وقت ازش استفاده میکنه به یاد شما بیوفته. شما هم ازش بپرسید که از اون کادو استفاده می کنه و یا ازش خوشش اومده.

 

14.احترام بزارید

همیشه برای طرفتون احترام فوق العاده ای قائل شوید. هیچ گاه در مکالتون دیگران رو ازش برتر جلوه ندید، هر چند در ظاهر شایذ عکس العملی نداشته باشه اما در درون با خود هر لحظه به یاد حرفتون می افته و غصه می خوره که امکان کم رنگ شدن عشق و عقده شدن این موضوع هست.

 

15.بدی هاش را هرگز بهش نگوید

به طرفتون بدی هاش رو به طور آشکار نگید بلکه سعی کنید اون رو حل کنید و یا بهش بفهمونین بدی هاش و مشکلاتش رو دوست دارید حل کنید

 

16.خوبی هاش رو براش تکرار کنید

هر فردی به طور ذاتی برخی خصوصیات رو داره که موجب برتری اون نسبت به بقیه میشه .

مثلا اگه نقاشیش خوبه می تونید در مورد این موضوع پا فشاری بیشتری کنید و اون برای دارا بودن این خاصیت تحسین کنید.همچنین قابلیت های خودتون رو بهش نشون بدید تا احساس افتخار کنه.

 

17.خودتون عاشق باشید

برای اینکه کسی عاشقتان باشد بهتر است در ابتدا خود یک عاشق واقعی باشید و این رو بارها به طرفتون ثابت کنید.

 

18.الگو عشق برای خود داشته باشید

خود را باور داشته باشید . امیدوار به آینده و به خدایتان زیاد فکر کنید چون او خالق عشق است . اگه به یک عشق واقعی فکر می کنید خدا بهترین و بزرگترین عاشق است پس بهترین الگو در نزدیکی شماست.

 

19.از عشقتون سو ء استفاده نکنید

نزارید عشقی که دوست دارید طرفتون بهتون داشته باشه باعث بشه اون چیزی رو از دست بده و یا بعدا پشیمون بشه. باهاش زیاد در مورد این موضوع حرف بزنید.

بیش از خودتون به فکر اون باشید تا به این صورت عشق خودتون رو ثابت کنید.

 

20.ثابت کنید یک همدم خوب می تونید باشید

به طرفتون این اطمینان رو بدید که می تونه با شما درد و دل کنه و رازهای خودش رو بهتون بگه.باید بهش ثابت کنید بهترین مأمن اسرار و یا همدرد براش هستید.

چون معمولا افراد رازهای دل و درد و دل هاشون رو به نزدیکانی که خیلی دوسشون دارند میگند پس از این طریق شما می تونید فرد مورد علاقه طرفتون باشید.

 

 

 

قدرت عشق رو باور داشته باشید که می تونه آدمی و زندگیش روبه کلی متحول کنه، پس عاشق باشید و دیگران رو عاشق کنید.

همیشه این رو به خاطر داشته باشید که خداوند مهربون، بهترین و بزرگترین عاشقه.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 14:23  توسط سعید  | 

چگونه جذاب شویم

حتی تصور اینکه جذاب باشیم برای ما شیرین است. اکثر آدم ها دوست دارند جذاب باشند ولی خیلی از ماها نمیدونیم چگونه دیگران را جذب خودمون کنیم و گاه در این راه با مشکل مواجه می شویم.

در متن زیر که از افکار و تجربیات چندین شخصیت برگرفته شده، راه کارهای چگونه جذب کردن را به چندین پارامتر مختلف تقسیم کرده ایم.

 

بارها خداوند رو به خاطر اینکه حس لطیف عاشقیت رو به ما آدم ها داده شکر میکنم.آرزویم اینه که همه عاشق هم باشند و از عاشقیت لذت ببرند.

 

                                           

                               

 

جذابیت ما نشات گرفته از افکار ماست.خود را برای جذاب شدن آماده و افکارتان را روی مجذوب کردن دیگران متمرکز کنید. مطالب زیر به ترتیب نوشته شده پس به ترتیب بخوانید.

 

باور کنید می توانید جذاب باشید:

اول قدم آن است که خود به این باور برسید که می توانید جذاب باشید و در پی آن به این باور برسید که جذاب هستید و تنها مانده که آن را به دیگران ثابت کنید.

 

یافتن و تقویت استعدادهای برترتان:

هر فردی به طور ذاتی استعدادهایی داره که موجب برتری او نسبت به دیگران میشه.شما باید تمام این خصوصیات را در خود پیدا کنید و روی آنها پافشاری کنید و به بهترین شکل ثبتشان کنید.چنان این استعداد ها را تقویت کنید که دیگران شما را بخاطر داشتنشان تحسین کنند.

مثلا اگه صوتی خوبی دارید، این استعدادتان به بهترین شکل تقویت کنید و بگذارید دیگران از استعداد شما لذت ببرید.

 

یادتان نرود رفتارهایتان چقدر مهم هستند:

رفتارها، شخصیت را تشکیل میدهند.همه ما خوب می دانیم افراد محبوب دارای شخصیت های فوق العاده ای هستند، پس مواظب باشید چه می کنید.

از افراد جذابی که می شناسید الگو بگیرید.ببنید چه چیز آنها باعث جذابیتشان می شود! چگونه رفتاری دارند؟ چگونه حرف می زنند؟ و... . همیشه کارهایی انجام دهید که دیگران خوشحال شوند تا از با شما بودن لذت ببرند.

 

نگرش خود را تغییر دهید و عاشق باشید:

انتظارات از شما زیاد خواهد شد. مهربان تر و با گذشت تر از قبل باشید، به دیگران عشق بورزید و عشقتون رو بارها ثابت کنید. باید کارهایی که می کنید بیشتر به نفع دیگران باشد و نباید در مقابل انتظاری داشته باشید  تا محبوبیت شما افزایش پیدا کند.

 

مثل جذاب ها حرف بزنید و مثل جذاب ها بشنوید:

از کارهای مهمی که باعث جذب دیگران به شما میشود، طرز حرف زدنتان است. خلاصه گو باشید تا زیاده گو و پیشنهاد کنید تا انتقاد.

سکوت باعث جذب دیگران نمی شود. همیشه چیزی برای گفتن داشته باشید ولی بگذارید از شما انتظار حرف زدن داشته باشند بعد حرف بزنید. با آرامش حرف بزنید و دیگران را برای شنیدن ادامه کلامتان مشتاق کنید.

 

معمولا افراد فکر می کنند برای جذب دیگران تنها سخنوری خوبی بودن کافی است ولی برای اینکه جذابیت شما بیشتر شود باید شنونده خوبی نیز باشید.

با آرامش در چشمهای طرفتون نگاه کنید، به حرفهایی که می زنه اهمیت بدید و زمان هایی که در وسط حرف زدن چند ثانیه سکوت می کنه تا نفس بگیره و یا یاد مطلبی بیوفته، شما باید ابراز کنید که مایلید ادامه صحبت هاش رو بشنوید و این رو با گفتن کلماتی مثل: چه جالب، ادامه میدی و یا ... می تونید بروز بدید. بهش بفهمونین که شنیدن حرفاش لذت می برید.

ضرب المثل قدیمی « مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد »  کلام ما را تثبیت می کند.

 

تکراری نباشید:

معمولا یکنواخت بودن باعث میشه کمتر کسی جذب آدم بشه. سعی کنید متنوع باشید و این تنوع به معنی که باید هر بار شما پیشرفتهای زیادی کرده باشید و مثه دفعه قبلتون نباشید.این پیشرفتها میتونه در هر زمینه ای باشه.  با پیشرفهاتون دیگران مجذوب خود کنید.

 

آراسته و شیک پوش ، منظم و با شکوه :

دیگر باید خود را یک آدم جذاب تصور کنید. لباس هایی که بهتان می آید تنتان کنید. این مهم نیست با چه کسی ملاقات دارید و یا به کجا می روید، سعی کنید به بهترین شکل حاضر شوید.

صورت خود را شاداب و خندان نگه دارید و برای تائید کلام دیگران از لبخند استفاده کنید.

 

در کارهایتان با برنامه باشید. شما از افراد معمولی برتر هستید، این را به دیگران ثابت کنید.

بگذارید دیگران از نظم و شکوه شما لذت ببرند.

 

غلبه بر احساسات :

هرگز کسی جذب شما نخواهد شد مگر آنکه بتوانید بر احساساتش غلبه کنید. باید چنان در دل طرفتان نفوذ کنید که برای همیشه مجذوب شما بماند.

توانایی آن را پیدا کنید که بتوانید احساسات طرفتان را در دست بگیرید و بهتر است بدانید جذاب ها هرگز از این توانایی سوء استفاده نمی کنند.

 

مواظب باشید کارهایتان باعث تخریبتان نشود:

شما که واقعا قصد جذب اطرافیان را دارید باید بسیاری از نکات را رعایت کنید که ما برخی از مهم ترین ها را ذکر کرده ایم.

هیچ گاه با دروغ نمی توان دیگران را جذب خود کرد.با تخریب دیگران و پشت گویی آنها جذابیت تان بیشتر نخواهد شد. صمیمی و راستگو باشید و دیگر بدقولی را فراموش کنید. عصبی نشوید و به همه احترام بگذارید.

راز نگه دار خوبی باشید و مشکلات خود را نگویید . هرگز از چیزی که هستید مغرور نشوید و از کسی که جذب شما شده سوء استفاده نکنید. بگذارید همه از کنار شما بودن لذت ببرند نه عده ای.

 

 

همه قادر خواهند بود فردی جذاب باشند، تنها کافی است افکار خود را بروی جذب دیگران متمرکز کنید و چندین نکته را که در متن بالا قید شده به کار بگیرید.حال از محبوبیت خود لذت ببرید.

 البته معتقدم که متن نوشته شده کامل نیست به همین دلیل از شما بازدید کننده گرامی خواهشمندم که اگر مطلبی هست که می تونه به کامل شدن مطالب این بخش کمک کنه حتما واسم بزارید تا به اسمتون در وبلاگ به نمایش در بیاد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 13:57  توسط سعید  | 

بهترین هدیه برای کسی که دوسش داریم

بهترین هدیه برای کسی که دوسش داریم

 

همه ما کسانی رو دوست داریم. گاهی اوقات به مناسبت های مختلف برای خوشحال کردن اونها کادویی بهشون می دیم.

حالا بهترین کادو چیه ؟ اونم برای کسی که خیلی دوسش داریم و می خوایم این رو با کادو دادنمون بهش بفهمونیم. این کادو می تونه به مناسبتهای مختلف مثل جشن تولد، سالگرد ازدواج، سالگرد آشنایی، ولنتاین و یا امثال این باشه.

مطالب زیر شاید بتونه برای شما که قصد تهیه یک هدیه رو دارید اونم برای عشقتون ، خیلی موثر باشه.

                                          
      

در انتخاب یک هدیه باید به چند نکته توجه کرد:

 

شاید به نظر شما یک کتاب برای طرفتون هدیه مناسبی به نظر برسه  ولی مهم تر از اون انتخاب این کتاب است که حتما باید روش دقت کنید.

 


عاشق باشید : شاید در ابتدا تهیه یک هدیه کار ساده ای به نظر بیاد و اولین چیزی که به نظر خوبه رو برای هدیه دادن انتخاب کنید ولی اگر عاشق طرفتون باشید خود به خود شوق و سلیقه شما باعث میشه که بهترین هدیه رو انتخاب کنید.

هدیه شما اولا نشون دهنده شخصیت شماست و دوما ارزشی که برای طرفتون قائل می شید رو نشون میده.

 

هرگز کادوی گران قیمت نمی توند بهترین هدیه باشد : این امر بی دلیل باعث بالا رفتن سطح توقع طرفتون میشه و اگر روزی شما به مناسبتی کادوی مورد علاقه اش رو که ممکن بسیار گران بها هم باشه تهیه نکنید عشق اون نسبت به شما کم رنگ خواهد شد.

این به این معنی نیست که اون  به خاطر پول و یا کادوهاتون شما رو دوست داره بلکه خودتون این طوری بهش فهموندین و سطح توقع اون رو بیش از اندازه کردید.

 

شناخت کافی از طرفتون داشته باشید : هر چه کادوی شما به سلیقه طرفتون نزدیک تر باشه کادوی جالبتری براش خواهد بود. همچنین مسائلی مانند رنگهای مورد علاقه اش و شناخت طبع اون و دونستن اینکه اون از آرام و خلوت بودن بیشتر خوشش میاد و یا از شلوغی و یا امثال اینها باعث میشه خیلی راحتر به بهترین هدیه دست پیدا کنید.

 

در مورد هدیه که می خواهید بدهید فکر کنید : آیا کارایی برای طرفتون داره ؟ مطابق با سلیقه اش است؟ در سطح فکری اون قرار داره؟

کادویی تهیه کنید که  که بسیار مورد استفاده اش باشه تا هر وقت ازش استفاده میکنه به یاد شما بیوفته. شما هم ازش بپرسید که از اون کادو خوشش اومده و یا ازش استفاده می کنه؟

 

دقت کنید که برای کسی دیگر می خواهید چیزی بخرید نه خودتون : بعضی موقع ها آدم فراموش میکنه که طرفشون باید از این کادو خوشش بیاد نه فقط خودشون.

 

معمولا دختر ها به ظرافت و زیبایی کادویی که میگیرند بیشتر دقت میکنند و پسر ها هر چند ممکن است به زیبایی توجه داشته باشند البته نه به اندازه دختر ها ولی اصلی ترین چیز برای آنها کارایی آن هدیه برایشان است.

مثلا اگر کتابی را به یک دختر هدیه دهید. موضوع کتاب ، نام نویسنده ، سبک ( طرز نگارش ) نویسنده و حتی جلد کتاب و تاریخ نشر کتاب می تواند برای او اهمیت زیادی داشته باشد.

ولی اگر کتابی را به یک پسر هدیه دهید اولین چیز مهم برای او کارایی آن کتاب و شاید بعد از آن موضوع و حتی قمیت آن کتاب باشد.

 

نحوه کادو پیچ کردن : اگر توانسته اید کادو مورد نظر خود رو تهیه کنید بسرعت اون رو کادوپیچ نکنید. سلیقه بخرج بدید و یک کاغذ کادو که مطابق با رنگ مورد علاقه طرفتون هست رو برای کادو پیچ کردن تهیه کنید و البته بهتر است قبل از آن چند خطی با دست خط خودتان روی کاغذی نوشته و در درون آن قرار دهید. جملات زیبا بکار ببرید.

 

خودتون رو برای کادو دادن آماده کنید : در نهایت وقتی بهترین کادو رو به بهترین شکل کادو پیچ کردید برای دادن اون به طرفتون خودتون رو آماده کنید و حتما در هنگام دادن آن لبخند بزنید

 

 

امیدوارم این مطالب تونسته باشه گره از کاری باز کرده باشه

 

دوست گلم حتما نظر خودت رو برای بهبود مطالب در مورد این موضوع در بخش نظرات قرار بده تا بعد از بررسی در وبلاگ به نمایش در بیاد. این به این معنی است که بازدیدکنندگان این وبلاگ نظر شخصی شما رو مورد مطالعه قرار میدهند و دست کم ممکن است به کسی کمکی کرده باشی. ممنون

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 15:16  توسط سعید  | 

کاش میدونستی دوست دارم

چگونه با دختری دوست شویم

گاهی پیش می آید که شما واقعا عاشق یک دختر شده اید و دوست دارید به او برسید ولی نمیونید چطوری.نوشته های این پست به شما کمک می کند تا با دختر مورد علاقتان دوست شوید.

  برای دوست شدن با یک دختر یا اصطلاحا مخ زدن آن باید چند مرحله خیلی راحت را طی نمایید که ما این مراحل را به ترتیب در پایین آورده ایم.البته این رو بگم که نوشته های این پست برای کسایی هستش که عاشق دختری شده اند و در این بلاگ جایی برای هوس بازان نیست.همچنین پیشنهاد میکنم تا وقتی واقعا عاشق یک دختر نشده اید به دوستی باهاش فکر نکنید.

                                 

اولین قدم برای دوستی

قبل از آنکه به دختر مورد علاقتان پیشنهادی دهید بهتر است جوابش را در قبال پیشنهادتان بدانید.یعنی مطمئن شوید جواب دلخواهتان را به شما می دهد.باید بدانید با کسی دوست نیست.شرایط دوستی با پسری را دارد؟ و مواردی دیگر که سعی کردیم به بهترین شکل دسته بندی کنیم

 

خودتان را به او نشان دهید

قبل از پیشنهاد به او بفهمانید که دوسش دارید.اعتماد به نفس داشته باشید، هر باری که اون رو می بینید خودتون رو بهش نشون بدید.نگاش کنید و بذارید بفهمه که متوجه اش هستید (البته نه طوری که ناراحت بشه). معمولا دختر ها وقتی یه پسر رو در روز چند بار میبیند، در مورد اون پسر فکر میکنند.( بهتر است در این مواقع در نهایت شیک پوشی بر سر ببرید و یک پسر با شخصیت باشید و متفکر باشید ) .

 

خدا را فراموش نکنید

حالا که شما واقعا عاشق شده اید فکر کنم بهترین کمک کننده به شما خدای مهربون باشه.ازش بخواین کمکتون کنه، بهش ایمان داشته باشید.

  بنده به شخصه وقتی عاشق شدم خیلی از خدا خواستم کمکم کنه تا به عشقم برسم و خدای  مهربونم لطف کرد و همه چیز رو راست و ریست کرد تا من و عشقم بهم برسیم. یادتون نره برای خدا رسوندن دو نفر بهم کاری نداره.

 

بهترین محل و موقعیت برای پیشنهاد

سعی کنید بهترین مکان را برای پیشنهاد دادن انتخاب کنید تا دختر مورد علاقتان در تنگای مکانی جواب عجولانه به شما ندهد.این مکان باید قابلیت حداقل چند ثانیه فکر کردن رو به او بده و از اونجا که شما از قبل بهش فهموندین که دوسش دارید،آنها را در ذهنش مرور کند. در این محل نه شما و نه او نباید هیچ اصطرسی داشته باشید.

  در این مکان بهتره شما تنها باشید و واسطه ای نگیرید (چون در این مواقع شما پسر دست و پا چلفتی به نظر میایید و دخترها از این پسر ها خوششان نمی آید). و همچنین بهتره طرف مقابل هم تنها و یا حداقل با یکی از دوستانش باشد.

 

باید و نباید ها در هنگام دوستی

یادتان نرود شما باید جلو بروید و سر صحبت را باز کنید.اعتماد به نفس داشته باشید و همه چیز را عادی جلوه دهید.مودب باشید و با احترام و شمرده حرف بزنید.خود را هرگز از او برتر ندانید.

  عاشق طرفتان باشید و این را با حرف زدنتان ثابت کنید.دروغ نگویید زیرا تمام بدبختی ها از دروغ شروع می شود.

فاصلتون رو حفظ کنید و زیاد بهش نزدیک نشید یادتان نرود او در حال حاضر هیچ نسبتی با شما ندارد.

 

پیشنهادتون رو مطرح کنید ( تمایلتان به دوستی )

بعد اینکه موارد بالا رو به خوبی پشت سر گذاشتید و دختر مورد علاقتان هم میدونه که چقدر شما دوسش دارید و شما هم مطمئنید جوابش جواب دلخواه شماست دیگه باید دست بکار بشید.

  اینکه چگونه تمایل خودتون برای دوستی رو بهش بگین خیلی مهمه. در این مواقع شما باید نسبت به شناختی که از طرفتون دارید حرف بزنید.

  بهتره جمله و راه متفاوت را بکار ببرید و جملتان کلیشه ای نباشد.( زیرا دختران معمولا در روز چند باری از این جملات را می شنوند، یا نسبت به این جمله حساسیت دارن و یا بدون اعتنا میگذرند ) .

 

 جملات پایین می تونه کمکتون کنه:

در تمام موارد پایین شما باید موارد بهترین مکان و باید و نباید در هنگام پیشنهاد که در بالا قید شده را رعایت کنید.به جلو بروید و خیلی مودبانه سر صحبت را باز کنید

 

   دختر مورد علاقتان در خیابان و یا فروشگاه میبینید: می تونید این طوری بگید:

راستش الان چند وقته که می خوام یه چیزی به شما بگم ولی نمی دونم چطوری... .من از شما خوشم اومده... دوستون دارم.با من دوست میشید؟

و یا بسته به مکان و شخصیت طرفتون می تونید این طوری بگید:

راستش الان چند وقته که می خوام یه چیزی بهتون بگم ولی نمی دونم چطوری.... فکر نکنم اینجا جای مناسبی باشه، اگه میشه یه جای مناسب تر بریم.من یه کافی شاپ خوب سراغ دارم..

اگه به فکر فرو رفت و یا گفت نمیشه، سریع بگویید: تنها 10 دقیقه وقتون رو بیشتر نمی گیرم. اجازه بدید حرفای دلم رو بزنم. در این 10 دقیقه ثابت کنید که عاشقش هستید.

 

   دختر مورد علاقتان همسایه یا اقوامی که می شناسید باشد: می توانید اینگونه بگویید:

ببخشید «اسم کوچک دختر» خانوم... .راستش الان چند وقته تو دلم یه چیزی هست که می خوام بهتون بگم ولی روم نمیشه... . من از شما خیلی خوشم میاد یعنی دوستون دارم. با من دوست میشید؟

اگه سکوت کرد و یا به فکر فرو رفت و یا سریع جواب منفی داد. خیلی سریع بگوید : خواهشا روش فکر کنید منتظر جوابتون می مونم.

 

   دختر مورد علاقتان هم کلاسی و یا هم دانشگاهیتان باشد: می توانید اینگونه بگویید :

ببخشید خانوم « فامیلی دختر » .... راستش نمی دونم چطوری بگم... (چون شما با رفتارتون از قبل بهش ثابت کرده اید که دوسش دارید او در این لحظه دو زاریش می افتد و به حرف شما بیشتر توجه می کند. رومانتیک تر حرف بزنید)

ادامه بدید: شاید خودتون هم فهمیده باشید.من از شما خوشم اومده، دوستون دارم. با من دوست میشید؟

و یا : انگاری شما رو خدا بهم نشون داده . بعد اولین دیدنتون یه جور خاصی شدم. چند وقته دلم پیشتون گیره. باهام دوست میشید؟

 

پیشنهاد میکنم چکیده از هر کدوم البته با توجه به موقعیت خودتون رو انتخاب کنید و یا بهتره خودتون یکمی خلاقیت بخرج بدید و جملات رو متناسب با حال خودتون تغییر بدیدن. امیدوارم موفق بشید.

 

اگر جواب رد شنیدید

شما یک عاشق واقعی هستید و نباید به همین زودی ها جا بزنید. شاید او بخواهد شما را آزمایش کند که چگونه آدمی هستید. بعد مدتی دوباره به سراغش بروید و برایش واضح تر توضیح دهید.

آنچه در دلتان هست را بطور صمیمی تر از دفعه اول بیان کنید. امیدتان به خدا باشد.

  پا فشاری شما نشانه علاقه شما به طرفتان است پس نباید این پا فشاری موجب ناراحتی او شود که این یعنی عدم علاقه شما به او.

 

 

دوستان گلم لطفا نظرات خودتون رو واسم بزارید . عاشق باشی

نظرات دوستان:

توسط:عاشق

سلام وبلاگت خوبه به من کمک کرد باشه همین طوری میرم جلو ببینم چی میشه

توسط:روزبه

سلام گلم خوبی من واقعا واقعا و واقعا عاشق یه دختری هستم و به خدا دنبال هوس بازی نیستم ولی رفتم با اون دختره حرف زدم اروم مهربون و با کلاس ولی یه چیزی گفت که دیگه مهرم نسبت بهش خیلی کم شد گفتش که دوست پسر داره هنوزم دوسش دارم می تونی کمکم کنی چیکار کنم

توسط: دوست

جواب آقا روزبه
به نظر من بي خيال اون دختر شو خودتو كوچيك نكن اگه دوست داشته باشه خودش مياد طرفت وبهت قول ميدم كه بياد

توسط:وحید

الان چند وقته دورو ورش می پلکم..بهم نگاه نمیکنه..نمی دونم چیکار کنم..خیلی دوسش دارم..چون میترسم بگه نه هنوز جلو نرفتم...

توسط:اشکان

اقا کی گفته دختر ها حق امتحان کردن پسر ها را دارن
یا اینکه پسر ها باید ناز دختر ها را بکشن

به نظر من وقتی یه پسر میره جلو ، به یه دختر پیشنهاد میده برای دخترای این زمانه واقعا یک شانس که باید دو دستی بچسبتش

توسط:عاشقم

سلام دوست عزيز.از وب تون ممنونم خيلي حال کردم ولي اگه بتوني يک راه حلي واسه مشکلم بذاري خيلي ممنون ميشم.اينکه من يک سال بادختري دوست شدم واون الان 5ماهي ميشه که بعداز دادن کادوي تولدم هنوز يک تلفن هم نزده ولي يک از دوستام خيلي اونو دوست داره ولي ازاون طرف من هم اونو خيلي خيلي دوسش دارم .فکر کنم که اون تا الان با اون دوست شده .به خدا موندم چکارکنم .لطفا اگه ميتوني يک راه حلي جلوم بذاري دارم داغون مي شم هرچه سريع تر خيلي بهتره

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 23:36  توسط سعید  |